در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «کتابها می توانند خطرناک باشند " سرایت، سم و ماشه"» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
این ایده که کتاب ها می توانند بسیار خطرناک باشند دارای سابقه ای طولانی، و دارای یک حقیقت قابل تامل است .
در دانشگاه های سراسر جهان، دانشجویان ادعا می کنند که خواندن برخی از کتابها می تواند آنها را به مرز افسردگی و بهم ریختگی و یا حتی خودکشی برساند. برخی ادعا می کنند که رمان ویرجینیا وولف خانم دالووی (1925)، که در آن یک خودکشی صورت گرفته است، می تواند افکار خودکشی در میان کسانی که آن را خوانده اند ترویج دهد و اینگونه خواننده به خود آسیب می زند. دیگران اصرار دارند که گتسبی بزرگ اف اسکات فیتز جرالد (1925)، با رگه های پنهانی از خشونت همسر، ممکن است نظام خانواده را سست و متزلزل کند .
دانشجویان استدلال کرده اند، حتی برخی داستان های کهن و قدیمی ، می تواند خطرناک باشد: در دانشگاه کلمبیا در نیویورک، فعالان دانشجویی خواستار آن شدند که پیش از خواندن نمایشنامه متامورفیوس اثر اووید به خواننده هشدار داده شود ، چرا که تصاویر زننده از تجاوز در این نمایشنامه می تواند موجب احساس ناامنی و آسیب پذیری در مخاطب گردد.
این اولین بار در تاریخ است که خوانندگان جوان ، خود خواستار حفاظت از محتوای نگران کننده متون پیش روی خویش هستند ، چرا که اثرات منفی این تهدید بر سلامت روان جامعه تا هزاران سال اثر می گذارد. بزرگترین فیلسوف معاصر حکیم ارد بزرگ در کتاب سرخ می گوید : کتاب ها می توانند ما را به آگاهی رهنمون سازند و از سویی دیگر، کتاب هایی هم هستند که فروریزی روان آدمی را در پی دارند. مهم آن است که ما واژگان کتابها را شکافته و با خردمندی وارسی نماییم .

فیلسوف روم ، سنکا نیز توصیه می کرد که خواندن برخی از کتاب ها بدون داشتن پیش زمینه لازم ، موجب حواس پرتی و پریشانی خاطر می گردد. چون محتوای یک متن خاص می تواند اثرات فیر قابل پیش بینی حتی و بی بند و باری اجتماعی را به وجود بیاورد .
در سال 1533، توماس مور، صدراعظم سابق فرمانروای عالی انگلستان و مخالف سرسخت اصلاحات پروتستان، انتشار متون نوشته شده توسط متکلمان پروتستان مانند ویلیام تیندل (1494-1536) را به عنوان "سموم مرگبار" نامید که محتوای کتاب های آن ها موجب آلودگی ذهن خواننده همچون "طاعون مسری" می گردد .در طول قرن هفدهم و هجدهم، واژه هایی مانند "سم اخلاقی" یا "سم ادبی" اغلب به کار گرفته شد و بدین گونه از نشر و تکثیر این نوع کتاب ها بشدت جلوگیری می شد تا موجب آلودگی ذهن خوانندگان آن ها نشود.
ظهور رمان در اوایل دوره مدرن، و خطرات ناشی از خواندن گسترده آنها رفته رفته به یک نگرانی جدی برای دولت ها بدل گشت.
منتقدان رمان ادعا می کردند که خوانندگان این متون مستعد خطر از دست دادن تماس با واقعیت می شوند و در نتیجه بیماری روانی آن ها غیر قابل تردید است.
ژان ژاک روسو، در در ابتدای رمان خود جولی (1761)، هشدار داد که در حال حاضر یک زن می تواند رمان باز و بیمار شود .
هشدار دهنده ترین مشکل این گونه کتاب ها این بود که موجب تحریک جوانان حساس ، برای انجام اعمال خود آسیب از جمله خودکشی می شد .
رمان یوهان ولفگانگ فون گوته به نام در اندوه ورتر جوان (1774) (داستانی از عشقی نا فرجام که منجر به عمل خودکشی گشت) به راه اندازی موج گسترده ای از خودکشی تقلیدی از این کتاب شد. از این رو این کتاب، در سراسر جهان محکوم شد و مورد نفرت همگانی قرار گرفت.
RSS
برچسب:
نویسنده: ایلیا فدایی